NewsIran.net » donbaleh.com

سبزترین روزهای سرنوشت

نظر | |اندازه قلم | | تاريخ انتشار: Tue, 9 Mar 2010, 15:41:33








ببند


میرزا فتحعلی آخوندزاده از روشنفکران بزرگ عصر مشروطه در توصیفی از دوران خود، پیشرفت جامعه را به حرکت عرابه ای تشبیه کرده بود که نیاز به هماهنگی و همراهی چهار اسب دارد، او معتقد بود بزرگترین مانع جنبش اجتماعی مشروطه، ناآگاهی و نادانی مردمان بوده است. شاید از همین رو بود که اکثر روشنفکران مشروطه نتوانستند به گفتگو با مردم بپردازند و نومیدی مهم ترین حاصل این وضع بود. در آثار دهخدا و ایرج میرزا همین احساس نادانی و ناآگاهی و عقب ماندگی را می توان دید، آنجا که ایرج میرزا عملا به مردم نادان فحاشی می کند و شرکت بیمارگونه قمه زنان را در مراسم عزاداری امام حسین مصداقی از بلاهت عمومی می داند. روشنفکران مشروطه تقریبا همه بدون استثناء دست از آگاهی مردم شستند، برخی در کنار رضاشاه به این نتیجه رسیدند که باید با زور مردم را وادار به ترقی کرد و برخی دیگر از کشور رفتند و بسیاری از آنان روشنگری را به دلیل بی فایده بودن بکلی رها کردند. آنان آرزو می کردند ای کاش مردم کتابی می خواندند، از وضع خود آگاه می شدند و برای نجات خود تلاش می کردند. وقتی کودتای 28 مرداد 1332 اتفاق افتاد، فارغ از اینکه چه کسی و برای چه کودتا کرده بود، بیش از هر چیز یک عامل بزرگ در بی ثمر ماندن جنبش ملی شدن نفت احساس می شد. روز 28 مرداد، کودتاچیان و حامیان آنها، در بهترین حالت هزار نفر از اراذل و اوباش لباس شخصی و معدودی از نظامیان حامی سلطنت به خیابان آمدند، حتی پنج هزار نفر از حامیان ملی شدن نفت هم نبودند که از مصدق که برایش شعار داده بودند " یا مرگ یا مصدق" حمایت کنند. تنهایی مصدق در احمدآباد بیش از هر چیز معلول تنهایی او در میان مردمی بود که اصلا هیچ خبری از وضع کشور و جنبش ملی شدن نفت نداشتند، در کل کشور معدودی تحصیلکردگان هوادار جبهه ملی و معدودی از هواداران حزب توده از جنبش ملی شدن نفت حمایت می کردند. نه فقط به عنوان رهبران توده ای و ملی و مذهبی، بلکه حتی در میان اعضای کابینه مصدق نیز وحدت نظر وجود نداشت. همین بود که وقتی جنبش شکست خورد، روشنفکران نومید شدند و م. امید تلخ ترین سرود تنهایی روشنفکران را پس از آن سرود که " هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان ، دستها پنهان، نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین، درختان اسکلتهای بلور آجین، زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه، غبار آلوده مهر و ماه، زمستان است." روشنفکران و نیروهای سیاسی در جنبش ملی شدن نفت آرزو می کردند که ای کاش مردم آگاه بودند، ای کاش رهبران همدل بودند، ای کاش روشنفکران و سیاستمداران همدیگر را می شناختند، ای کاش در خانه نمانده بودند و به خیابان می آمدند

Read Full story